کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : امناح
تلفظ بین المللی :
/ˈaːmnˈɑh/
تلفظ :
['a:mn'Ah]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
جزء امنا بودن
هیئت عامله یا امنا
امناء
املاح
امنا
آمنا
ذات الاماحل
اجناح
اصناح
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
امناح. [ اِ ] ( ع مص ) نزدیک بچه آوردن شدن ناقه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نزدیک شدن زادن شتر ماده. ( از اقرب الموارد ). ممنح نعت است از آن. ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ).
کلمات مرتبط
جزء امنا بودن
هیئت عامله یا امنا
امناء
املاح
امنا
آمنا
ذات الاماحل
اجناح
اصناح
نظرات