Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : امعاء

تلفظ بین المللی : /ˈaːmʔˈɑ/ تلفظ :‌ ['a:m?'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیمترادف و متضاد
  • امعاء دقاق
  • امعاء سفلی
  • امعاء علیا
  • امعاء غلاظ
  • امعاء و احشاء
  • احشاء و امعاء
  • ناشی از امعاء و احشاء
  • صهروج الامعاء
  • امعاءالارض
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

امعاء. [ اِ ] (ع مص ) رسانیدن نخل رطب را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). دارای معو (خرمای رسیده ) شدن نخله . (از اقرب الموارد).

امعاء. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ مَعی و مِعَی و مِعاء. روده ها. (از اقرب الموارد). اعفاج . (بحر الجواهر). رودگانیها . در حدیث است : ان المؤمن یأکل فی معاً واحداً و الکافر یأکل فی سبعة امعاء؛ یعنی ان المؤمن یأکل من وجه واحد...

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع . ] ( اِ. ) جِ معی ، روده ها.

دانشنامه آزاد فارسی

اَمعاء
رجوع شود به:روده
wikijoo: امعاء

مترادف و متضاد

intestine (اسم)
روده، امعاء

pauthornch (اسم)
شکم، امعاء، محتویات شکم

کلمات مرتبط

  • امعاء دقاق
  • امعاء سفلی
  • امعاء علیا
  • امعاء غلاظ
  • امعاء و احشاء
  • احشاء و امعاء
  • ناشی از امعاء و احشاء
  • صهروج الامعاء
  • امعاءالارض
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات