کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : امر پذیر
تلفظ بین المللی :
/ˈaːmr pˈazir/
تلفظ :
['a:mR p'aziR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اثر پذیر
امور خدمات پذیرایی
اقدام شرم اور نسل کشی ارمنی ها و مسئله مسئولیت پذیری ترک ها
انتقال پذیری اَبر
از دو سال پیش ( پیرارسال) تا به حال، او را ندیدهام ( دو سال است که او را ندیده ام).
اذر پیرا
امرپذیر
اس ام پلیر
ام ایکس پلیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
امرپذیر. [ اَ پ َ ] ( نف مرکب ) پذیرنده فرمان. قبول کننده امر. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) پذیرند. فرمان قبول کنند. امر .
کلمات مرتبط
اثر پذیر
امور خدمات پذیرایی
اقدام شرم اور نسل کشی ارمنی ها و مسئله مسئولیت پذیری ترک ها
انتقال پذیری اَبر
از دو سال پیش ( پیرارسال) تا به حال، او را ندیدهام ( دو سال است که او را ندیده ام).
اذر پیرا
امرپذیر
اس ام پلیر
ام ایکس پلیر
نظرات