Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : امتناع

تلفظ بین المللی : /ˌemtenˈɑʔ/ تلفظ :‌ [,emten'A?]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • امتناع از ازدواج
  • امتناع از حضور در دادگاه
  • امتناع از حضور در مجالس عبادت
  • امتناع ورزیدن
  • امتناع کردن
  • امتناع کردن از
  • امتناع نمودن
  • امتناع تفکر در فرهنگ دینی
  • امتناع از اخذ ثمن یا مثمن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

امتناع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ، اِ مص ) بازایستادن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). واایستادن. ( مقدمه لغت سیدشریف جرجانی ). بازداشتگی. ( ناظم الاطباء ). سر باززدن. ( فرهنگ فارسی معین ). ممانعت. ( ناظم الاطباء ). خودداری. ( فرهنگ فارسی معین ). تعرض. عدم روایی. عدم قبول.عدم پذرفتاری. ( ناظم الاطباء ). استنکاف : کنم قصد نه شهر علوی که همت از این هفت سفلی نمود امتناعی.خا...

فرهنگ عمید

بازایستادن، خودداری کردن، خودداری از پذیرفتن امری یا انجام دادن کاری.

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) پرهیز کردن ، سر باز زدن . ۲ - (اِمص . ) خودداری .

دانشنامه آزاد فارسی

اِمْتِناع(در لغت از ریشۀ منع، به معنای بازایستادن، خودداری و انکار) در اصطلاح منطق، در برابر وجوب و امکان، در دو معنی به کار می رود: ۱. امتناع، به معنی ضرورت انتفا، که در این معنی به معنی ضروری بودن عدم چیزی است. به نظر اهل منطق و حکمت، امتناع همانند وجوب و امکان مفهومی بدیهی و بی نیاز از تعریف است؛ ۲. امتناع، مادۀ قضیه؛ که یکی از مواد سه گانۀ قضایا است و آن، محال بودن اتصاف موضوع به محمول است. چن...

فرهنگ فارسی

بازایستادن، خودداری کردن، خودداری ازپذیرفتن امری یاانجام دادن کاری
۱ - ( مصدر ) باز ایستادن سر باز زدن ۲ - ( اسم ) خود داری . ۳ - ضرورت عدم شئ .

مترادف و متضاد

ابا، اجتناب، استنکاف، تحاشی، تحرز، تماشی، خودداری، رد، سرباززدن، سرپیچی

refusal (اسم)رد، امتناع، روگردانی، سر پیچی، استنکاف، اباءbalk (اسم)مرز، مانع، زمین شخم نشده، مایهء لغزش، امتناع، روگردانی، محظورbauthorlk (اسم)امتناع، روگردانی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] امتناع (ابهام زدایی). امتناع ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • امتناع (فقه)، خودداری یا امتناع؛ بحث شده در باب هایی مثل طهارت، تجارت، شرکت، ودیعه، کفالت، نکاح، ظهار، ایلاء، لعان و قضاء• امتناع (فلسفه)، ضرورت عدم یک چیز• امتناع (منطق)، ضرورت عدم ثبوت محمول نسبت به موضوع...wikifeqh: اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای ضرورت عدم ثبوت محمول برای موضوع است.ماده قضیه به...

فرهنگ فارسی ساره

خودداری، پرهیز


کلمات مرتبط

  • امتناع از ازدواج
  • امتناع از حضور در دادگاه
  • امتناع از حضور در مجالس عبادت
  • امتناع ورزیدن
  • امتناع کردن
  • امتناع کردن از
  • امتناع نمودن
  • امتناع تفکر در فرهنگ دینی
  • امتناع از اخذ ثمن یا مثمن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات