معانی کلمه : امتناع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بازایستادن، خودداری کردن، خودداری از پذیرفتن امری یا انجام دادن کاری.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) پرهیز کردن ، سر باز زدن . ۲ - (اِمص . ) خودداری .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
بازایستادن، خودداری کردن، خودداری ازپذیرفتن امری یاانجام دادن کاری
۱ - ( مصدر ) باز ایستادن سر باز زدن ۲ - ( اسم ) خود داری . ۳ - ضرورت عدم شئ .
۱ - ( مصدر ) باز ایستادن سر باز زدن ۲ - ( اسم ) خود داری . ۳ - ضرورت عدم شئ .
مترادف و متضاد
ابا، اجتناب، استنکاف، تحاشی، تحرز، تماشی، خودداری، رد، سرباززدن، سرپیچی
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
خودداری، پرهیز
