Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اماهیدن

تلفظ بین المللی : /ˈaːmˈɑhidˌan/ تلفظ :‌ ['a:m'Ahid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • آماهیدن
  • بر اماهیدن
  • آماریدن
  • آماسیدن
  • آماییدن
  • آگاهیدن
  • اگاهیدن
  • اماریدن
  • اماسیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( آماهیدن ) آماهیدن. [دَ ] ( مص ) آماسیدن. تورم. تهبج. ورم کردن. باد کردن. تَحدر. انتفاخ. ( زوزنی ). اجدار. اسمغداد. تسخید. احدار: در قسمی از داءالفیل پای برآماهد و سخت شود.
- آماهیدن پی دست چاروا ؛ انتشار.
- آماهیدن جراحت ؛ بغی.
- آماهیدن مرده ؛ اجفیظاظ.
و رجوع به برآماهیدن شود.

فرهنگ عمید

( آماهیدن ) = آماسیدن

فرهنگ معین

( آماهیدن ) (دَ ) (مص ل . ) نک آماسانیدن .

فرهنگ فارسی

( آماهیدن ) ( مصدر ) ( آماسید آماسد خواهد آماسید بیاماس آماسنده آماسیده ) باد کردن ورم کردن تورم .

کلمات مرتبط

  • آماهیدن
  • بر اماهیدن
  • آماریدن
  • آماسیدن
  • آماییدن
  • آگاهیدن
  • اگاهیدن
  • اماریدن
  • اماسیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات