امانی . [ اَ ] (اِخ ) شاعری عثمانی . از مردم استانبول بود. رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
امانی . [ اَ ] (اِخ ) از زنان سخنور قرن یازدهم هجری و کنیز زیب النساء بود. رجوع به زنان سخنور ج 3 ص 59 و فرهنگ سخنوران شود.
اُمنیه#NAME?
مالی یا چیزی که به کسی میسپارند تا از آن نگهداری کند؛ ودیعه.
( اَ ) [ ع . ] (ص نسب .) امانتی .
( ~. ) [ ع . ] (اِ.) جِ امنیه ؛ آرزوها.
۱غصه ۲انتها ۳فغان
گروی