معانی کلمه : اماس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
( آماس ) ۱. برآمدگی و تورم عضوی از بدن در اثر بیماری، جراحت یا کوفتگی، ورم.
۲. برآمدگی غیرعادی.
۲. برآمدگی غیرعادی.
فرهنگ معین
( آماس ) ( اِ. ) = آماز: ورم ، برآمدگی ، آماده و آماز نیز گویند.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:اسکلروز متعدد
wikijoo: ام_اس
فرهنگ فارسی
( آماس ) ( اسم ) ورم تورم باد نفخ بر آمدگی .
آماز، آماه: ورم، بر آمدگی وتورم عضوی ازبدن
آماز، آماه: ورم، بر آمدگی وتورم عضوی ازبدن
دانشنامه عمومی
باد پوست
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
( آماس ) زُمبُره
فرهنگستان زبان و ادب
[پزشکی] ← تصلب پراکنده
