کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اماده-کردن | کلماتور
معانی کلمه : اماده کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːmˈɑdeː kˈardan/
تلفظ :
['a:m'Ade: k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
آماده کردن
اماده کردن برای
اماده استفاده کردن
اماده و مجهز کردن
اماده چاپ کردن
اماده کار کردن
برای استفاده اماده کردن
پیش نویس چیزی را اماده کردن
خودرا برای امتحان اماده کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
( آماده کردن )
آماده کردن. [ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اِعداد. احتشاد. برساختن. ساختن. مهیا کردن. اشراط. تیار، راست ، بسامان کردن. پرداختن. ساختن و پرداختن. آمادن.
فرهنگ فارسی
( آماده کردن )
( مصدر ) حاضر کردن مهیاکردن آمادن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
ready (فعل)اماده کردن، مهیا کردن، حاضر کردنprime (فعل)تحریک کردن، اماده کردن، بار کردن، بتونه کاری کردن، تفنگ را پر کردن، قبلا تعلیم دادنprovide (فعل)تهیه کردن، مقرر داشتن، مجهز کردن، اماده کردن، وسیله فراهم کردن، تدارک دیدن، میسر ساختن، تهیه دیدن، تامین کردن، توشه دادنdraft (فعل)اماده کردن، طرح کردن، فرا خواندن، از بشکه ریختنgird (فعل)محاصره کردن، اماده کردن، نیرومند کردن، کمربند بستنbelay (فعل)پ...
واژه نامه بختیاریکا
( آماده کردن )
دست پا کِردِن؛ سرد کردن
کلمات مرتبط
آماده کردن
اماده کردن برای
اماده استفاده کردن
اماده و مجهز کردن
اماده چاپ کردن
اماده کار کردن
برای استفاده اماده کردن
پیش نویس چیزی را اماده کردن
خودرا برای امتحان اماده کردن
نظرات