معانی کلمه : اماجگاه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
( آماجگاه ) آماج خانه، نشانه گاه، جای نشانۀ تیر، میدانی که در آن نشانه بگذارند برای تیراندازی: زمین هست آماجگاه زمان / نشانه تن ما و چرخش کمان (اسدی: ۵۵ ).
فرهنگ معین
( آماجگاه ) (اِمر. ) ۱ - نشانه گاه . ۲ - میدانی که نشانه را درآن قرار دهند برای تمرین تیراندازی .
فرهنگ فارسی
( آماجگاه ) ( اسم ) ۱ - جای نشان. تیر نشانه گاه آماج خانه . ۲ - نشانه هدف . ۳ - میدانی که در آن نشانه نهند برای مشق و ورزش تیراندازی . ۴ - آنجا که شیار کنند زمین شیار شده .
آماج خانه: نشانه گاه، جای نشانه تیر، میدانی که در آن نشانه بگذارندبرای تیراندازی
آماج خانه: نشانه گاه، جای نشانه تیر، میدانی که در آن نشانه بگذارندبرای تیراندازی
فرهنگستان زبان و ادب
آماجگاه
{butt} [ورزش] پایه یا افزاره ای که هدف برگ بر روی آن نصب می شود
{butt} [ورزش] پایه یا افزاره ای که هدف برگ بر روی آن نصب می شود
