معانی کلمه : اماثل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
برتر، فاضل تر.
فرهنگ معین
(اَ ثِ ) [ ع . ] (ص . ) جِ امثل . ۱ - فضلا، هنرمندان . ۲ - مانندها.
فرهنگ فارسی
جمع امثل به معنی برتر، شریفتر، فاضلتر
( صفت ) جمع امثل . ۱ - برتران بهتران فاضلتران . ۲ - گزیدگان گزینان برگزیدگان . ۳ - نظیران همانندان .
( صفت ) جمع امثل . ۱ - برتران بهتران فاضلتران . ۲ - گزیدگان گزینان برگزیدگان . ۳ - نظیران همانندان .
