معانی کلمه : اما
لغت نامه دهخدا
اما. [ اُم ْ ما ] (اِ) گیشدر (گیاه ). (یادداشت مؤلف ). رجوع به گیشدر و اُم ّ شود.
اما. [ ] (اِخ ) نام یکی از ایلات کرد از طوایف پشتکوه . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 70).
فرهنگ عمید
امه#NAME?
۱. ادات رفع توهم؛ ولی؛ لیکن: من افتادم ولی طوریم نشد.
۲. ادات شرط: من میروم اما تو هم باید بیایی.
۳. ادات تٲکید.
۴. (حرف) ادات تفصیل: اما از آن که گفته بودی.
فرهنگ معین
(اَ مّ ) [ ع . ] (ق . ) تفصیل و تأکید را رساند، ولی ، ولیک ، ولیکن . ،~ تو کار آوردن بهانه آوردن ، ایراد گرفتن .
دانشنامه آزاد فارسی
آما. آما (Amma)
آفریدگار قوم دوگوندر کشور مالی. او، خورشید، ماه و ستارگان را آفرید و از وصلتش با زمین موجودات زنده متولد شدند.
آفریدگار قوم دوگوندر کشور مالی. او، خورشید، ماه و ستارگان را آفرید و از وصلتش با زمین موجودات زنده متولد شدند.
wikijoo: آما
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
پَن.
ولش (وِ) .
عشق (یونانی
گویش مازنی
ما
/amaa/ ما
مترادف و متضاد
لیک، منتها، ولی، ولیک، ولیکن
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
ول
