معانی کلمه : الیصافان
لغت نامه دهخدا
الیصافان . [ ] (اِخ ) رئیس سبط زبولون که در هنگام تقسیم مملکت کنعان نائب ایشان بود. (قاموس کتاب مقدس ).
الیصافان . [ ] (اِخ ) الصافان . یعنی کسی که خداوند او را محافظت میکند، نام رئیس «قهاتیان ». (از قاموس کتاب مقدس ).
فرهنگ فارسی
یا الصافان یعنی کسی که خداوند او را محافظت میکند .
