معانی کلمه : الیزه
لغت نامه دهخدا
الیزه . [ اِ زِ ] (اِخ ) الیسع. الیشع. رجوع به الیسع شود.
فرهنگ فارسی
قصری معروف در زاویه فوبورسن اونوره و خیابان مارینیی در پاریس که در سال ۱۷۱۸ م . توسط موله برای کنت اورو مادام پمپادور برادر وی مارکی د مارینیی سفرای فوق العاده بوژون ( ۱۷۷۳ ) دوشس دبوربن ( ۱۷۹٠ ) شاهدخت کارولین مورا و امپراتور ( ناپلئون ) گردید . از ۱۸۷۳ مقر رئیس جمهور فرانسه است .
دهی است از دهستان حومه بخش رودبار شهرستان رشت .
دهی است از دهستان حومه بخش رودبار شهرستان رشت .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: elize) (فرانسوی) (در اساطیر) الیزه یا شانزلیزه مقر زیرزمینی اشباح متقی و بهشت یونانیان و رومیان است ؛ نام روستایی در رودبار .
