معانی کلمه : الیان
لغت نامه دهخدا
الیان . [اَ ل َ ] (ع اِ) مثنای الیة بحذف تا برخلاف قیاس . (ازمنتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به اَلیَة شود.
الیان . [ اِ ] (ع مص ) نرم گردانیدن . اِلانَة نیزگویند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). الانه الانة و الینه الیاناً؛ جعله لیّناً. (اقرب الموارد).
فرهنگ فارسی
یا کلودیوس الیانوس نویسنده رومی در قرن سوم میلادی بود .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: الیان (پسر) (فارسی) (تلفظ: elyan) (فارسی: اِلیان) (انگلیسی: elyan)
معنی: نام یکی از پهلوانان خورشید شاه در داستان سمک عیار
معنی: نام یکی از پهلوانان خورشید شاه در داستان سمک عیار
