معانی کلمه : الی اخر
لغت نامه دهخدا
( الی آخر ) الی آخر. [ اِ لا خ ِ ] ( از ع ، ق مرکب ) تا آخر. در مقام کوتاه کردن سخن گویند.
فرهنگ فارسی
( الی آخر ) تا آخره ( فره ) تاپایان. یا الی آخره . تاپایان آن ( بجای نقل تمام جمله یا گفتار این کلمه رانویسند و گویند ) .
تا آخر . در مقام کوتاه کردن سخن گویند
تا آخر . در مقام کوتاه کردن سخن گویند
مترادف و متضاد
etcetera (قید)
غیره، الی اخر
etc. (اختصار)
غیره، الی اخر
