معانی کلمه : الگوریتم
فرهنگ معین
(اَ گُ ) [ فر. ] (اِ. ) فرایندهای متناهی برای حل نوعی از مسائل ، خصوصاً روشی که در آن به طور متوالی یک فرایند پایه برای حل مسئله تکرار شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
فرایندهای متناهی برای حل نوعی از مسائل، خصوصاً روشی که در آن بهطور متوالی یک فرایند پایه برای حل مسئله تکرار شود متـ . خوارزمی
دانشنامه عمومی
خوارزمیک
نگارشوند.
مترادف و متضاد
algorithm (اسم)
الگوریتم، محاسبه عددی، از فارسی، حساب رقومی
فرهنگستان زبان و ادب
{algorithm} [ریاضی] فرایندهای متناهی برای حل نوعی از مسائل، خصوصاً روشی که در آن به طور متوالی یک فرایند پایه برای حل مسئله تکرار شود
متـ . خوارزمی
