معانی کلمه : الکساندر
لغت نامه دهخدا
الکساندر. [ اَ ل ِدِ ] (اِخ ) حکمران شهر قدیم چتالجه در تسالی . وی به سال 369 ق . م . بر تخت نشست و ستمگری را پیشه کرد و سرانجام بدست زوجه ٔ خود تیبه کشته شد. (از قاموس الاعلام ترکی ذیل آلکساندر).

الکساندر. [ اَ ل ِدِ ] (اِخ ) حکمران شهر قدیم چتالجه در تسالی . وی به سال 369 ق . م . بر تخت نشست و ستمگری را پیشه کرد و سرانجام بدست زوجه ٔ خود تیبه کشته شد. (از قاموس الاعلام ترکی ذیل آلکساندر).