معانی کلمه : الکان
لغت نامه دهخدا
الکان . [ اَ ] (اِخ ) از دیههای بارفروش (مازندران ). رجوع به مازندران و استراباد رابینو ص 117 و ترجمه ٔ همان کتاب ص 158 شود.
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{plansifter} [علوم و فنّاوری غذا] یک دسته الک سواربرهم برای جدا کردن مواد براساس اندازۀ آنها
