Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : الک

تلفظ بین المللی : /ˈalak/ تلفظ :‌ ['alak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • آلک
  • الک کردن
  • الک کننده
  • الک یا غربال کردن
  • الک دولک
  • الک امبست
  • الک بند
  • الک دلک
  • الک کلا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

الک . [ ؟ل ْ ل َ ] (اِخ ) دهی است از بلوک فامور در مغرب شیراز. رجوع به فارسنامه ٔ ناصری جزء دوم ص 227 شود.

الک . [ اَ ] (ع مص ) خاییدن لگام را. (مصادر زوزنی ). لگام خاییدن [ اسب ] . (تاج المصادر بیهقی ). خاییدن اسب لگام را. لغتی است در علک . (از ذیل اقرب الموارد). || فرستادن پیغام . (مصادر زوزنی ). رسانیدن رسالت و ...

فرهنگ عمید

۱. وسیله‌ای گرد و دیواره‌دار، با سوراخ‌های ریز که برای جدا کردن ناخالصی گَردها و حبوبات به کار می رود؛ آردبیز؛ موبیز.
۲. چوب بلند بازی الک‌دولک.

( آلک ) = والک
۱. وسیله ای گرد و دیواره دار، با سوراخ های ریز که برای جدا کردن ناخالصی گَردها و حبوبات به کار می رود، آردبیز، موبیز.
۲. چوب بلند بازی الک دولک.

فرهنگ معین

(اَ لَ ) (اِ. ) غربال .

دانشنامه آزاد فارسی

آلک. آلک (alk)
رزین حاصل از درخت تربانتین Pistacia Terebinthus. این درخت عمدتاً در منطقۀ مدیترانه می روید. مایعی با طیف رنگ های زرد تا سبز، با نام تربانتین چیان یا چیو، با تقطیر این ماده به دست می آید.
wikijoo: آلک

فرهنگ فارسی

( آلک ) ( اسم ) ۱ - سنبل الطیب آله . ۲ - اشنهوالک، دوالک، آله: گیاهی صحرائی بابرگهای خوشبو، گیاهی باگلهای کوچک که درجاهای مرطوب می روید، موبیز، غربال که دارای سورا( اسم ) ۱ - در بازی الک دو لک نام چوب کوچک است مقابل دولک . ۲ - عد. دفعاتی (بین ۱تا ۳ ) که گال زن حق دارد در مرحل. دوم بازی (پس از آنکه گال را حریف بطرف بل پرتاب کرد ) چوب را بگال زده و برای زنده کردن هم بلهایش از هر الک برای یک زنده است...

دانشنامه عمومی

درگویش مردم روستای زرند کهنه الی [ا َ ل َ] گفته می شود.

اَلَک، غَربال یا پَرویزن ابزاریست برای جدا کردن اجسام ناخواسته به وسیله یک تور بافته شده. اگرچه، در آشپزی، مخصوصاً برای آرد، الک برای هواگیری مواد مورد استفاده قرار می گیرد. یک صافی، نوعی الک است که برای جدا سازی جامدات از مایعات استفاده میشود.واژه فارسی پرویزن از فعل بیختن ساخته شده است که به معنای غربال کردن است.wiki: بخش مرکزی شهرستا...

نقل قول

اَلَک، غَربال یا پَرویزن ابزاریست برای جدا کردن اجسام ناخواسته به وسیله یک تور بافته شده. اگرچه، در آشپزی، مخصوصاً برای آرد، الک برای هواگیری مواد مورد استفاده قرار می گیرد. یک صافی، نوعی الک است که برای جدا سازی جامدات از مایعات استفاده میشود.• نشانه شناسی: الک نشانهٔ انتخاب کردن، انتقاد کردن و بیختن است؛ الک یکی از نمادهای تفکیک است. الک می خواهد آرد نرم را از سبوس ببیزد و این دو را از میان تار ...

گویش مازنی

استخوان ران

/alek/ استخوان ران

مترادف و متضاد

آردبیز، صافی، غربال، غربیل

bolter (اسم)سرند، غربال، الک، اسب چموش، فراری، فرارsieve (اسم)غربال، الک، اردبیز، پرویزنharp (اسم)سرند، غربال، الک، چنگsifter (اسم)الک، بوجار، الک کنندهscalp (اسم)الک، جمجمه، پوست فرق سر، پوست سر با مو...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۸۸(بار)
wikialkb: ریشه_الک

واژه نامه بختیاریکا

آرد بیز؛ مُختاری؛ کَم

کلمات مرتبط

  • آلک
  • الک کردن
  • الک کننده
  • الک یا غربال کردن
  • الک دولک
  • الک امبست
  • الک بند
  • الک دلک
  • الک کلا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات