معانی کلمه : الومین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
( آلومین ) اکسید آلومینیوم که در خاک وجود دارد و به حالت متبلور و به شکل های گوناگون چون لعل، یاقوت، زمرد، و زبرجد نیز دیده می شود.
فرهنگ معین
( آلومین ) [ فر. ] ( اِ. ) یکی از ترکیبات آلومینیوم که در طبیعت به صورت بلورین موجود است .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
آلومین
{alumina} [شیمی] آلومینیم اکسید طبیعی (Al2O3 )
{alumina} [شیمی] آلومینیم اکسید طبیعی (Al2O3 )
