Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : الولو

تلفظ بین المللی : /alˈoːluː/ تلفظ :‌ [al'o:lu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • الولومش
  • الکترو ولوت
  • الکساندر ولوشین
  • آلوالُو
  • والوسکی الکساندر
  • الخاندرو والورده
  • الیزابت والوا
  • فرودگاه بین المللی واوایو
  • والوسکا الیویرا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

الولو. [ اُ ] ( اِ ) لولو. وجودی وهمی که بچه های خرد را بدان ترسانند. این لفظ را بصورت مخفف لولو بیشتر استعمال کنند. ( فرهنگ نظام ). رجوع به لولو شود. || مَتَرسی که در مزارع نصب کنند. ( از فرهنگ نظام ).
- الولوی سر خرمن .
- مثل الولوی سر خرمن .

فرهنگ فارسی

لو لو . وجودی وهمی که بچه های خرد را بدان ترسانند .

گویش مازنی

مترسک – موجودی خیالی که با آن کودک را بترسانند

/aloo loo/ مترسک – موجودی خیالی که با آن کودک را بترسانند

کلمات مرتبط

  • الولومش
  • الکترو ولوت
  • الکساندر ولوشین
  • آلوالُو
  • والوسکی الکساندر
  • الخاندرو والورده
  • الیزابت والوا
  • فرودگاه بین المللی واوایو
  • والوسکا الیویرا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات