معانی کلمه : الولو
لغت نامه دهخدا
الولو. [ اُ ] ( اِ ) لولو. وجودی وهمی که بچه های خرد را بدان ترسانند. این لفظ را بصورت مخفف لولو بیشتر استعمال کنند. ( فرهنگ نظام ). رجوع به لولو شود. || مَتَرسی که در مزارع نصب کنند. ( از فرهنگ نظام ).
- الولوی سر خرمن .
- مثل الولوی سر خرمن .
- الولوی سر خرمن .
- مثل الولوی سر خرمن .
فرهنگ فارسی
لو لو . وجودی وهمی که بچه های خرد را بدان ترسانند .
گویش مازنی
مترسک – موجودی خیالی که با آن کودک را بترسانند
/aloo loo/ مترسک – موجودی خیالی که با آن کودک را بترسانند
