معانی کلمه : الوداع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. وداع، بدرود.
۲. بدرود گفتن با مسافر.
۲. بدرود گفتن با مسافر.
فرهنگ فارسی
بدرود . ( هنگام جئایی یا ذکر جدایی و تاسف بر آن گویند ).
بدرود باش . خداحافظ . در وقت جدایی از دوستان و مسافرت میگویند یعنی وداع میکنم .
بدرود باش . خداحافظ . در وقت جدایی از دوستان و مسافرت میگویند یعنی وداع میکنم .
