معانی کلمه : الوار
لغت نامه دهخدا
الوار. [ اَل ْ ] (اِخ ) دهی است نزدیک شبستر. رجوع به تاریخ هجده ساله ٔ آذربایجان چ 3 ص 440 شود.
فرهنگ عمید
تختۀ بزرگ و ستبر و دراز که از تنۀ درخت بریده باشند.
فرهنگ معین
( اَ ) (اِ. ) ۱ - تیرهای بزرگ چوبی که در ساختن سقف خانه به کار می رفت . ۲ - چوب های چهارتراش دراز و ضخیم .
فرهنگ فارسی
محصول برش درخت به اندازههای مشخص
اوژن گرندل مشهور به پل الوار شاعر فرانسوی ( و . سن - دنی ۱۸۹۵ - ف. ۱۹۵۲ م . ) وی یکی از موسسان سور ر آلیسم و مبتکر ترین شاعر این سبک است .
تخته بزرگ وستبرودرازکه ازتنه درخت بریده باشند
( اسم ) جمع لر.
تخته بزرگ وستبرودرازکه ازتنه درخت بریده باشند
( اسم ) جمع لر.
دانشنامه عمومی
به کسر الف ؛ سکون لام در گویش بروجنی (چهارمحال و بختیاری) به معنی آرواره
گویش مازنی
چوب به ابعاد ۲۰۴۰ و به طول ۲۸۰ سانتی متر
/alvaar/ چوب به ابعاد - ۰۴۰ و به طول - ۸۰ سانتی متر
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
{lumber} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] محصول برش درخت به اندازه های مشخص
