اله . [ اَ ل ُه ْ ] (اِخ ) آله . لقب حامدبن محمد مکنی به ابورجاء است . رجوع به همین نام شود.
اله . [ اَل ْه ْ ] (ع مص ) امان و زنهار دادن . پناه دادن . (ذیل اقرب الموارد) (اقیانوس ). و رجوع به اَلَه شود.
خدا؛ ایزد؛ معبود.
(اِ لا هْ) [ ع . ] (اِ.) خدا، خداوند.
خدا
لاشخور
عقاب – شاهین
۱مسخره ۲بیماری برص
از زیربار مسئولیت و کارشانه خالی کردن
۱لکه های سفید روی پوست ۲برص ۳آبله – تاول
حشره ای است که بر اثر گزش آن تاولهای چرکین،مانند زردآب در ...
خدا