معانی کلمه : المام
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. مرتکب گناهان کوچک شدن.
۲. فرود آمدن امر به کسی.
۳. نزدیک شدن کودک به سن بلوغ.
۴. (ادبی ) معنی یا مضمونی را از شعر کسی گرفتن و با عبارت دیگر بیان کردن.
۲. فرود آمدن امر به کسی.
۳. نزدیک شدن کودک به سن بلوغ.
۴. (ادبی ) معنی یا مضمونی را از شعر کسی گرفتن و با عبارت دیگر بیان کردن.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - به حد بلوغ رسیدن . ۲ - گناه صغیره کردن . ۳ - فرود آمدن امر بر کسی .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) فرود آمدن فرو آمدن .
گناه صغیر کردن . مباشر و مرتکب صغایر شدن .
گناه صغیر کردن . مباشر و مرتکب صغایر شدن .
