Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ القادربا

تلفظ بین المللی : /alq1ˈɑdrobˌɑ/ تلفظ :‌ [alq1'AdRob,A]
لغت نامه دهخدا
  • قادر علی الاطلاق
  • قارات الحبل
  • اعتقاد به قادر علی الاطلاق
  • تپه قاباز کوچک الف 050
  • حبیب الله قادر اتشگر
  • شمس الدین قادری
  • عبد القادر صالح
  • عبد القادر غزال
  • عبد القادر لیفئوی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

القادربا. [ اَ دِ رُ بِل ْ لاه ] ( اِخ ) احمدبن اسحاق بن المقتدر مکنی به ابوالعباس و ملقب به القادر باﷲ، به سال 336 هَ. ق.بدنیا آمد. مادرش کنیزی بنام تمنی و بقولی یمنی و بقول دیگر دمنة بود. وی پس از خلع الطائع381 هَ. ق. خلیفه شد . خطیب گوید: قادر در شرم و دیانت و سیادت و کثرت عبادت و نیکوکاری وحسن طریقت کم نظیر بود. نزد ابوبشر هروی شافعی فقه خواند و کتابی در اصول نوشت و در آن فضایل صحابه را بیان ک...

کلمات مرتبط

  • قادر علی الاطلاق
  • قارات الحبل
  • اعتقاد به قادر علی الاطلاق
  • تپه قاباز کوچک الف 050
  • حبیب الله قادر اتشگر
  • شمس الدین قادری
  • عبد القادر صالح
  • عبد القادر غزال
  • عبد القادر لیفئوی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات