القاء. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ لَقوَة، لِقوَة، لَقی ̍. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). رجوع به همین کلمه ها شود.
القاء. [ اِ] ( ع مص ) بیفکندن. ( تاج المصادر بیهقی ). افکندن. ( ترجمان علامه تهذیب عادل ) ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ). گویند: اءِلقِه ِ من یدک ؛ یعنی آن را از دست خود بیفکن ، و ألق به من یدک ، و ألقیت الیه المودة ( و بالمودة )، یعنی دو...