الغاء. [ اِ ] ( ع مص ) باطل کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( صراح ) ( منتهی الارب ). افکندن و باطل کردن. ( آنندراج ). لغو کردن. ابطال. اسقاط. || ناامید و زیانکار گردانیدن.( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نومید کردن. تخییب. ( اقرب الموارد ). || از شمار افکندن. ( صراح ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). از شمار بیرون کردن و ترک نمودن. ( از اقرب الموارد ) || ( اصطلاح علم نحو ) ابطال عمل است در لفظ و معنی ، برخلا...
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) لغو کردن ، بیهوده شمردن .