معانی کلمه : الداد
لغت نامه دهخدا
الداد. [ اِ ] (ع مص ) کسی را دارو بیک سوی دهن فروگذاشتن . (تاج المصادر بیهقی ). ریختن دارو بکرانه ٔ دهن کسی از دارودان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
فرهنگ فارسی
نام یکی از هفتاد تن مشایخ که از اسرائیل برای اعانت موسی برگزیده شدند .
