Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : الخی

تلفظ بین المللی : /ˈaːlxi/ تلفظ :‌ ['a:lxi]
لغت نامه دهخداگویش مازنی
  • الخی اسب
  • الخی وان
  • الخی چی
  • الخی گیری
  • خی ذات الکرسی
  • قنات الخی
  • ذات الخیار
  • ذنب الخیل
  • البورنوس خیل
لغت نامه دهخداگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

الخی. [ اَ خا ]( ع ص ) مرد بیهوده گوی. ( مهذب الاسماء ). مرد بیهوده گوی ژاژخای. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آنکه سخنان بیهوده بسیار گوید. مؤنث : لَخْواء. ( از اقرب الموارد ). || اشتر که یک زانویش از دیگر بزرگتر بود. ( مهذب الاسماء ). شتر که یک زانوی آن از دیگر بزرگ باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). مؤنث :لَخواء. ( اقرب الموارد ). اَرکَب. ( اقرب الموارد )....

گویش مازنی

۱وحشی – سرکش – ناآرام ۲رمه های اسب

/elKhi/ وحشی – سرکش – ناآرام - رمه های اسب

کلمات مرتبط

  • الخی اسب
  • الخی وان
  • الخی چی
  • الخی گیری
  • خی ذات الکرسی
  • قنات الخی
  • ذات الخیار
  • ذنب الخیل
  • البورنوس خیل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات