معانی کلمه : الحکم
لغت نامه دهخدا
الحکم. [ اَ ح ُ م ُ لِل ْ لاه ] ( ع جمله اسمیه ) فیصل امور با خدای تعالی است. ( از ناظم الاطباء ). فرمان خدای راست. رجوع به حکم شود :
گر تیغ بارد در کوی آن ماه
گردن نهادیم الحکم ﷲ.
گر تیغ بارد در کوی آن ماه
گردن نهادیم الحکم ﷲ.
