الحان . [ اِ ] (ع مص ) سخن فهمانیدن کسی را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). دریابانیدن چیزی . (مجمل اللغه ). دریاوانیدن چیزی . (تاج المصادر بیهقی ). || خوش خواندن قرآن و خوشخوانی کردن . (آنندراج ). خوشخوانی . (غیاث اللغات ).
لحن#NAME?
(تلفظ: alhān) (عربی) (جمع لحن) ، آوازها ، آهنگها ، آوازهای خوش ، نغمههای دلکش ؛ صداهای موزون و خوشایندی که انسان یا بعضی پرندگان یا آلات موسیقی تولید میکنند.