Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : التیام

تلفظ بین المللی : /eltˈijɑm/ تلفظ :‌ [elt'ijAm]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • التیام اور
  • التیام دادن
  • التیام دهنده
  • التیام زخم
  • التیام پذیر
  • التیام درد
  • التیام یافتن
  • دوای التیام اور
  • وسیله التیام و اتصال
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

التیام . [ اِ ] (ع مص ) (از «ل وم ») نکوهیده شدن . || نکوهش پذیرفتن . (منتهی الارب ).

التیام . [ اِ ] (ع مص ) (از «ل ٔم ») التآم . کفشیر گرفتن زخم و به و استوار گردیدن آن . (منتهی الارب ). بیکدیگر پیوسته شدن و بهم آمدن و به شدن زخم . (غیاث اللغات ). پیوسته شدن با یکدیگر. (تاج المصادر بیهقی ). فراهم آمدن جراحت . (مؤیدالفضلا) : خود بر دلم جراحت مرگ رشید بود...

فرهنگ عمید

۱. به‌ هم پیوستن و سر به ‌هم آوردن و بهبود یافتن زخم.
۲. به‌هم پیوند دادن.
۳. سازش دادن.
۴. سازگاری میان دو‌چیز.
⟨ التیام یافتن: (مصدر لازم)
۱. سر به ‌هم آوردن زخم.
۲. علاج شدن؛ بهبود یافتن.

۱. به هم پیوستن و سر به هم آوردن و بهبود یافتن زخم.۲. به هم پیوند دادن.۳. سازش دادن.۴. سازگاری میان دو چیز.* التیام یافتن: (مصدر لازم )۱. سر به هم آوردن زخم.۲. علاج شدن...

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع . التئام ] ۱ - (مص ل . ) بهبود یافتن زخم . ۲ - (مص م . ) سازگاری میان دو چیز. ۳ - (اِمص . ) به هم پیوستگی .

فرهنگ فارسی

بازیابی ساختاری و کارکردی بافت‌ها و اعضا و دستگاه‌های آسیب‌دیدۀ بدن

بهم پیوستن وسربهم آوردن وبهبودیافتن زخم ، بهم پیونددادن، سازش دادن ، سازگاری میان دوچیز۱ - ( مصدر ) بهم آمدن سر بهم آوردن پیوسته شدن : التیام استخوانها. ۲ - ( مصدر ) سازواری کردن میان دو چیز بهم پیوستن . ۳ - ( اسم ) بهم پیوستگی . جمع :التیامات . یا التیام جراحت . بهبود یافتن زخم بهم بر آمدن جراحت .التام کفشیر گرفتن زخم و به ...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: eltiyām) (عربی) به هم آوردن ، سر به هم آوردن ، پیوسته شدن ، سازواری میان دو چیز ؛ (به مجاز) صلح و آشتی .

اسم: التیام (دختر) (عربی) (تلفظ: eltiyām) (فارسی: اِلتيام) (انگلیسی: eltiyam)
معنی: صلح و آشتی، به هم آوردن، سر به هم آوردن، پیوسته شدن، سازواری میان دو چیز

مترادف و متضاد

بهبود، بهبودی، تسکین، تشفی، شفا

redress (اسم)
تصحیح، التیام، جبران خسارت

conglutination (اسم)
بهم چسبیدن، التیام

فرهنگستان زبان و ادب

{healing} [پزشکی] بازیابی ساختاری و کارکردی بافت ها و اعضا و دستگاه های آسیب دیدۀ بدن

کلمات مرتبط

  • التیام اور
  • التیام دادن
  • التیام دهنده
  • التیام زخم
  • التیام پذیر
  • التیام درد
  • التیام یافتن
  • دوای التیام اور
  • وسیله التیام و اتصال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات