Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : التمام

تلفظ بین المللی : /altˈamɑm/ تلفظ :‌ [alt'amAm]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • علی التمام
  • فوق التمام
  • لیل التمام
  • واپایشگر رقمی ـ الکترونیکی تمام اختیار
  • کمال الدین و تمام النعمه
  • ابن تمام الدهق
  • ابن تمام الدهقان الکوفی
  • حجه التمام
  • بدر التمام
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

التمام. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) زیارت کردن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || فرود آمدن کسی را. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || گرد گردیدن سنگ و جز آن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

زیارت کردن یا فرود آمدن کسی را

کلمات مرتبط

  • علی التمام
  • فوق التمام
  • لیل التمام
  • واپایشگر رقمی ـ الکترونیکی تمام اختیار
  • کمال الدین و تمام النعمه
  • ابن تمام الدهق
  • ابن تمام الدهقان الکوفی
  • حجه التمام
  • بدر التمام
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات