معانی کلمه : الباغ
لغت نامه دهخدا
الباغ. [ اُ ] ( اِ ) پیرایه که بر پشت یقه جامه دوزند و نوعی جامه زمستانی. ( دیوان البسه نظام قاری ص 196 ) :
به اُلباغ نازک میان گفته ایم
به پیراهن آرام جان گفته ایم.میان بند و الباغ و دستار و موزه
سزد با هم ار زآنکه باشد مناسب.رجوع به الباق و الپاغ شود.
به اُلباغ نازک میان گفته ایم
به پیراهن آرام جان گفته ایم.میان بند و الباغ و دستار و موزه
سزد با هم ار زآنکه باشد مناسب.رجوع به الباق و الپاغ شود.
فرهنگ فارسی
پیرایه که بر پشت یقه ی جامه دوزند و نوعی جامه ی زمستانی .
