Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ال جو

تلفظ بین المللی : /ˈel dʒˈav/ تلفظ :‌ ['el dZ'av]
لغت نامه دهخداگویش مازنی
  • الجو
  • ال جو ال جو
  • ال جو و لجو
  • شدت میدان الکتریکی جوّ
  • کائنات الجو
  • میدان الکتریکی جوّ
  • الکتریسیتۀ جو
  • شدت میدان الکتریکی جو
  • میدان الکتریکی جو
لغت نامه دهخداگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

الجو. [ ] ( اِخ ) از فرزندان غازان خان. رجوع به فهرست تاریخ غازانی چ انگلستان شود.

گویش مازنی

۱درست نجویدن غذا ۲نجویده خوردن

/aljo/ درست نجویدن غذا - نجویده خوردن

کلمات مرتبط

  • الجو
  • ال جو ال جو
  • ال جو و لجو
  • شدت میدان الکتریکی جوّ
  • کائنات الجو
  • میدان الکتریکی جوّ
  • الکتریسیتۀ جو
  • شدت میدان الکتریکی جو
  • میدان الکتریکی جو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات