اقناع . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ قِنع. (منتهی الارب ). سلاح و ساز. (ناظم الاطباء). رجوع به قنع شود.
اقناع . [ اِ ] (ع مص ) سر و چشم برابر چیزی داشتن . (ترجمان القرآن ). برداشتن سر را و بجانبی التفات نکردن و نگاه را مقابل داشتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || بزمین هموار میان دو پشته شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || سر دروا کردن . ...
فرهنگ عمید
۱. قانع ساختن، راضی کردن. ۲. قانع شدن.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] (مص م . )۱ - قانع کردن . ۲ - خشنود ساختن .
دانشنامه آزاد فارسی
اِقناع (منطق)(در لغت به معنی قانع و مجاب کردن) در اصطلاح منطق، از هدف های صناعت جدل و یکی از اغراض فن خطابه. اقناع در جدل، قانع کردن کسی است که برهان را در نمی یابد، امّا قضیه هایی که مقدمۀ جدل قرار می گیرند در او مؤثر واقع می شوند. اقناع در خطابه، همانا اقناع تودۀ مردم است از طریق تأثیر خطابه بر آنان.wikijoo: اقناع اقناع (الاقناع). اِقناع (الاِقناع) (کتاب)(یا: الاقناع فی حل الفاظ ابی شجاع) تألیف...
فرهنگ فارسی
قانع ساختن، خشنودگردانیدن، راضی کردن ( مصدر ) ۱ - قانع ساختن خرسند کردن . ۲ - راضی کردن خشنود گردانیدن . سر و چشم برابر چیزی داشتن
دانشنامه عمومی
اقناع(راضی کردن) نقطه اوج مبحث ارتباطات است. مصدر آن قناعت است و قناعت یعنی بسندگی، سیری، اشباع، بی نیازی و به ثمر نشستن و کامل شدن؛ و این ها همه نشانه هایی از پیروزی و رضایت مندی است. بطور کلی اقناع هدف اساسی و غایی همه نوع رفتارهای ارتباطی است. ارتباط موفق و مؤثر آن گونه ارتباطی است که نتیجه دلخواه یعنی اقناع را بدنبال داشته باشد. در این صورت می توانیم به آن ارتباط متعالی نیز بگوییممن پیامی می ف...
[ویکی فقه] اقناع (ابهام زدایی). واژه اقناع ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • اقناع (فقه)، به معنای بالا بردن و بحث شده در بحث صلات• اقناع (منطق)، قانع کردن و متقاعد ساختن، نظر و عقیده ای را به شنونده قبولاندن...wikifeqh: اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای حصول اطمینان قلبی و ظن راجح به چیزی بر اثر شنیدن خطابه است.همه افراد، قدرت فهم برهان و استدلال عقلی را ندارند، چنین افرا...