کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اقلاع | کلماتور
معانی کلمه : اقلاع
تلفظ بین المللی :
/ˈaːq1lˈɑʔ/
تلفظ :
['a:q1l'A?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
دیداریسازی اطلاعات
ذو الاضلاع
ذواربعه اضلاع
ذوتسعه اضلاع
ذوثمانیه اضلاع
ذوخمسه اضلاع
ذوخمسه عشر اضلاع
ذوسبعه اضلاع
ذوسته اضلاع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اقلاع. [ اِ ] ( ع مص ) بازایستادن از کار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ترجمان علامه جرجانی ، ترتیب عادل ). || گذاشتن و بازایستادن تب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ): اقلعت عنه الحمی ؛ گذاشت او را تب و بازایستاد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || از شش سالگی بهفت سالگی درآمدن شتر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد...
فرهنگ عمید
۱. از بیخ برکندن، قلع وقمح کردن.
۲. باز ایستادن، دست کشیدن از کار
کلمات مرتبط
دیداریسازی اطلاعات
ذو الاضلاع
ذواربعه اضلاع
ذوتسعه اضلاع
ذوثمانیه اضلاع
ذوخمسه اضلاع
ذوخمسه عشر اضلاع
ذوسبعه اضلاع
ذوسته اضلاع
نظرات