کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : اقذ عرار
تلفظ بین المللی :
/ˈaːq1z aːrˈɑr/
تلفظ :
['a:q1z a:R'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
عراقی اقا ضیاء
اقذعرار
ارامگاه اقا نورالدین عراقی
اقا ضیاءالدین عراقی
اقا محسن عراقی
اقا نورالدین عراقی
اقا ضیاء عراقی
اخذ عارض مکان معروض
اقا بابا عارض اصفهانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اقذعرار. [ اِ ذِ ] ( ع مص ) دادن دشنام بعد دشنام. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). دشنام از پی دشنام دادن.
فرهنگ فارسی
دادن دشنام بعد دشنام
کلمات مرتبط
عراقی اقا ضیاء
اقذعرار
ارامگاه اقا نورالدین عراقی
اقا ضیاءالدین عراقی
اقا محسن عراقی
اقا نورالدین عراقی
اقا ضیاء عراقی
اخذ عارض مکان معروض
اقا بابا عارض اصفهانی
نظرات