معانی کلمه : اقتران
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. قرین شدن، نزدیک شدن و یار شدن به دیگری، نزدیکی و پیوستگی.
۲. قرار گرفتن دو ستاره در یک درجه ودقیقۀ یک برج.
۲. قرار گرفتن دو ستاره در یک درجه ودقیقۀ یک برج.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) قرین شدن . ۲ - نزدیک شدن ستاره ای به ستارة دیگر. ۳ - (اِمص . ) نزدیکی ، پیوستگی .
دانشنامه آزاد فارسی
اِقتران
(در لغت به معنای گردآمدن و قرین شدن) اصطلاحی در منطق، به پیوند دو مقدمه، یا گردآمدن صغری و کبری در قیاس اقترانی گویند. نیز ← قیاس_اقترانی
(در لغت به معنای گردآمدن و قرین شدن) اصطلاحی در منطق، به پیوند دو مقدمه، یا گردآمدن صغری و کبری در قیاس اقترانی گویند. نیز ← قیاس_اقترانی
wikijoo: اقتران
فرهنگ فارسی
قرین شدن، نزدیک شدن و یارشدن بدیگری ، نزدیکی و پیوستگی
۱ - ( مصدر ) گرد آمدن برابر شدن یار گشتن قرین شدن . ۲ - نزدیک شدن ستارهای بستار. دیگر . ۳ - ( اسم ) نزدیکی پیوستگی . جمع : اقترانات .
۱ - ( مصدر ) گرد آمدن برابر شدن یار گشتن قرین شدن . ۲ - نزدیک شدن ستارهای بستار. دیگر . ۳ - ( اسم ) نزدیکی پیوستگی . جمع : اقترانات .
