معانی کلمه : اقاله
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (حقوق ) فسخ کردن بیع، پس خواندن و برهم زدن معامله.
۲. [قدیمی] درگذشتن از گناه.
۲. [قدیمی] درگذشتن از گناه.
فرهنگ معین
(اِ لِ ) [ ع . اقالة ] ۱ - (مص م . ) بر هم زدن ، فسخ کردن معامله با رضایت . ۲ - بخشیدن . ۳ - (اِمص . ) گذشت .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
اقالت: فسخ کردن بیع، پس خواندن و برهم زدن معامله
( مصدر ) ۱ - بهم زدن فسخ کردن بیع بر هم زدن معامه . ۲ - بخشیدن . ۳ - ( اسم ) گذشت .
( مصدر ) ۱ - بهم زدن فسخ کردن بیع بر هم زدن معامه . ۲ - بخشیدن . ۳ - ( اسم ) گذشت .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
اغماض، بخشیدن، گذشت
الغا، رد، شکستن، فسخ، نسخ، نقض
۱. الغا، رد، شکستن، فسخ، نسخ، نقض
۲. اغماض، بخشیدن، گذشت
