افول . [ اُ ] (ع مص ) غایب و ناپدید شدن . (منتهی الارب ). فرورفتن ستاره و ناپدید شدن آن . (آنندراج ). فروشدن ستاره و ماه و خورشید. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). فروشدن آفتاب و ماه و ستاره . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادربیهقی ). غروب ، مقابل طلوع . فروشدن . فرورفتن ستاره . (یادداشت مؤلف ). اَفْل . (ناظم الاطباء) : خوی با او کن کامانتهای توایمن آید از افول و از عتو.مولوی ....
فرهنگ عمید
۱. غروب کردن. ۲. پنهان شدن. ۳. ناپدید شدن ستاره. ۴. [مجاز] از دست رفتن موقعیت.
فرهنگ معین
( اُ ) [ ع . ] (مص ل . ) فرو شدن ، غروب شدن .
فرهنگ فارسی
غروب کردن، پنهان شدن، ناپدید شدن ستاره ( مصدر ) فروشدن فرو رفتن پنهان شدن غروب کردن (ستاره ). جمع فال شگون ضد طیره
دانشنامه عمومی
افول نمایشنامه ای از اکبر رادی است که سال ۱۳۴۲ نوشته شده است و نخستین بار سال ۱۳۴۹ به نمایش درآمده.دشمن مردمباغ آلبالوسه خواهرحکایت مهندس جهانگیر معراج است که در دامن خانواده یک مالک جا می گزیند تا در محدوده امکانات خود و محیط محدود روستا به دگرگونی هایی در زمینه زندگانی گیله مردها دست بزند و می زند: ایجاد یک چاه آرتزین، اقدام به تأسیس مدرسه ای تازه در زمین زراعتی پدرزن خود و ایجاد روابط دوستانه ب...
مترادف و متضاد
غروب ≠ طلوع
انحطاط، زوال، نابودی
۱. غروب ۲. انحطاط، زوال، نابودی ≠ طلوع
wane (اسم)افول، کم و کاستیcadence (اسم)هم اهنگی، اهنگ، وزن، افولsunset (اسم)افول، غروب، مغرب، غروب افتاب...