Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : افعی تن

تلفظ بین المللی : /ˈaːfʔˈi tˈan/ تلفظ :‌ ['a:f?'i t'an]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • افعی
  • افعی وار
  • افعی آتشین
  • افعی اتشین
  • افعی جرهمی
  • افعی خورنده
  • افعی دم
  • افعی زار
  • افعی زده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

افعی تن. [ اَ ت َ ] ( ص مرکب ) آنکه تن او چون افعی باشد :
نای افعی تن و از بس دهنش بوسه زدن
با تن افعی جان بشر آمیخته اند.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

آنکه تن او چون افعی باشد

کلمات مرتبط

  • افعی
  • افعی وار
  • افعی آتشین
  • افعی اتشین
  • افعی جرهمی
  • افعی خورنده
  • افعی دم
  • افعی زار
  • افعی زده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات