Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : افزودن

تلفظ بین المللی : /ˈaːfzuːdˌan/ تلفظ :‌ ['a:fzu:d,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • افزودن بر
  • افزودن به
  • افزودن فلوراید به اب اشامیدنی
  • افزودن پودر فلزی به فرایند ماشین کاری تخلیه الکتریکی
  • غصه افزودن
  • بمعلومات خود افزودن
  • بر حجم افزودن
  • بر سرعت افزودن
  • به موجودی افزودن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

افزودن. [ اَ دَ ] ( مص ) علاوه کردن. بیشتر کردن. شماره را بالا بردن. اضافه کردن. ( ناظم الاطباء ). زیاده کردن. ( از آنندراج ). زیاده کردن. بیشتر کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). مصدر دیگر افزایش چنانکه ؛ افزودم. بیفزایی. زیادت کردن. فزودن. مزید کردن. مقابل کاستن. مزید کردن. بیش کردن. بزرگ کردن. ضم کردن. منضم کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). تکثیر. اکثار. انعام. توفر. توفیر. ازناد. تزنید. ( منتهی الارب )....

فرهنگ عمید

۱. زیاد کردن، زیاده کردن، بیشتر کردن.
۲. (مصدر لازم ) بیشتر شدن، افزون شدن.

فرهنگ معین

(اَ دَ ) ۱ - (مص م . ) زیاد کردن ، بیشتر کردن . ۲ - (مص ل . ) زیاد شدن .

فرهنگ فارسی

(افزود افزاید خواهد افزود بیفزا(ی )افزاینده افزوده افزایش ) ۱ - ( مصدر ) زیاده کردن بیشتر کردن . ۲ - ( مصدر ) زیاد شدن بسیار شدن .

دانشنامه عمومی

افزودن (موسیقی). افزودن (انگلیسی: authorgmentation) برگرفته از واژه لاتین جدید authorgmentare به معنای افزایش دادن، در موسیقی غربی و تئوری موسیقی سه معنای متمایز دارد. افزودن یا افزایش، دستگاهی موسیقایی است جایی که ملودی، تم یا موتیفی با شکل و ارزش نت افزوده ای نسبت به آن چه پیش تر رایج بوده، عرضه شود. افزودن همین طور اصطلاحی است طولانی کردن متناسب نت های مستقل با رنگ آمیزی آن ها (نشان گذاری قدی...

مترادف و متضاد

inset (فعل)افزودن، معرفی کردن، اضافه کردن، گذاشتنincrease (فعل)افزودن، زیاد کردن، زیاد شدن، توسعه دادن، تکثیر کردن، ترفیع دادن، توانگر کردنadjoin (فعل)مجاور بودن، افزودن، پیوستن، متصل شدن، متصل کردن، وصلت دادن، پیوسته بودنadd (فعل)ضمیمه کردن، افزودن، اضافه کردن، جمع کردن، زیاد کردن، بهم پیوستن، با خود ترکیب کردن، جمع زدنenhance (فعل)افزودن، زیاد کردن، بالا بردن، بلند کردنauthorgment (فعل)افزودن، ز...

کلمات مرتبط

  • افزودن بر
  • افزودن به
  • افزودن فلوراید به اب اشامیدنی
  • افزودن پودر فلزی به فرایند ماشین کاری تخلیه الکتریکی
  • غصه افزودن
  • بمعلومات خود افزودن
  • بر حجم افزودن
  • بر سرعت افزودن
  • به موجودی افزودن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات