افزایش. [ اَ ی ِ ] ( اِمص ) زیادتی شدن. ( هفت قلزم ). یعنی زیاده شدن و نمودن و اوزایش نیز گویند. ( از مجمع الفرس ). افزودن. ( منتهی الارب ). عمل افزودن شدن و عمل افزون کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). مصدر دوم افزودن. اسم از افزودن. حاصل مصدر افزودن و فزودن. عمل افزودن. مصدر دیگر افزودن. فزایش. مقابل کاهش. ازدیاد. یمن. برکت. یمین. برخ. ( از یادداشت دهخدا ) : که پیروزگر باد همواره شاه به افزایش دانش و د...
فرهنگ عمید
۱. افزونی. ۲. افزون کردن. ۳. افزون شدن.
فرهنگ معین
(اَ یِ ) (اِمص . ) ۱ - عمل افزون کردن . ۲ - عمل افزون شدن .
فرهنگ فارسی
افزونی، افزون کردن، افزون شدن ( اسم ) ۱ - عمل افزون کردن . ۲ - عمل افزون شدن .
مترادف و متضاد
ازدیاد، استکثار، اضافه، افزونی، تزاید، تکثیر، فزونی ≠ کاهش