معانی کلمه : افزاره
فرهنگ فارسی
[رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] هر دستگاه یا جزء دیگری که به رایانه متصل شود [علوم مهندسی] وسیلهای که برای انجام عملی خاص طراحی و ساخته شده باشد متـ . ابزار 2

[رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] هر دستگاه یا جزء دیگری که به رایانه متصل شود [علوم مهندسی] وسیلهای که برای انجام عملی خاص طراحی و ساخته شده باشد متـ . ابزار 2