کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه افروخته-شدن | کلماتور
معانی کلمه : افروخته شدن
تلفظ بین المللی :
/afrˈuxteː ʃˈodan/
تلفظ :
[afR'uxte: S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
افراشته شدن
افروخته
افروخته چشم
افروخته کردن
ز مهر افروخته
افراخته رحمان
رایت افراخته
رخ افروختن
شمع افروختن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
افروخته شدن. [ اَ ت َ / ت ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) روشن شدن. شعله ور گردیدن. شاد شدن. گلگون گردیدن. وقدة. توهج. وقد. توقد. وقود. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). سخت بخشم شدن. اضطرام. تضرم.( یادداشت دهخدا ). رجوع به افروختن و افروخته شود.- افروخته شدن آتش ؛ شعله ور شدن و مشتعل گردیدن آن. تلهب. التهاب. ( منتهی الارب ). وهج. وقود. ثقوب. ثقابه. ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به افروخته و افروختن ش...
فرهنگ فارسی
روشن شدن شعله ور گردیدن
کلمات مرتبط
افراشته شدن
افروخته
افروخته چشم
افروخته کردن
ز مهر افروخته
افراخته رحمان
رایت افراخته
رخ افروختن
شمع افروختن
نظرات