کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه افرند | کلماتور
معانی کلمه : افرند
تلفظ بین المللی :
/ˈaːfrand/
تلفظ :
['a:fRand]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
کلمات مرتبط
افرندنیا کاظم
آفرنده
افرنده
افرندیدن
افرندن
کاظم افرندنیا
راتب افندی
راشد افندی
راغب افندی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
افرند. [ اِ رِ ](ع اِ) فِرِند. جوهر شمشیر. || نگار شمشیر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || شمشیر جوهردار. (منتهی الارب ). شمشیر. (از اقرب الموارد). || گل سرخ . (منتهی الارب ). حوحم یعنی گل سرخ . (از اقرب الموارد). || قسمی جامه . (منتهی الارب ). نوعی لباس . (از اقرب الموارد). || دانه ٔ انار. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || معرب پرند فارسی . (از اقرب الموارد)....
فرهنگ معین
(اَ رَ ) (اِ. ) ۱ - فر و شکوه . ۲ - زیبایی .
فرهنگ فارسی
اورند: فروشکوه، زیب وزیبایی، فرند، پرند: جوهرشمشیر، برق شمشیر، بعربی افرند میگویندوجمع آن افرندات است
( اسم ) پرند .
فرند . جوهر شمشیر یا نگار شمشیر
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: afrand) صورت کهنهی پرند به معنی ابریشم . + ن . ک . پرند.
اسم:
افرند (دختر) (فارسی) (تلفظ: afrand) (فارسی: اَفرند) (انگلیسی: afrand)
معنی:
ابریشم، صورت کهنه ی پرند به معنی ابریشم، ن، ک، پرند
کلمات مرتبط
افرندنیا کاظم
آفرنده
افرنده
افرندیدن
افرندن
کاظم افرندنیا
راتب افندی
راشد افندی
راغب افندی
نظرات