معانی کلمه : افراس
لغت نامه دهخدا
افراس . [ اَ ] (اِ) خیمه . (برهان ) (هفت قلزم ). چادر. خیمه . خرگاه . دیوار خیمه . (ناظم الاطباء). || قنات . (برهان )(هفت قلزم ). در برهان بمعنی خیمه و قنات آورده ولی در فرهنگها نیافته ام . (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ).
فرهنگ عمید
فَرس#NAME?
خیمه؛ خرگاه.
= فَرس
خیمه، خرگاه.
خیمه، خرگاه.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع فرس اسبان اسبها .
خیمه چادر خرگاه
خیمه چادر خرگاه
