معانی کلمه : اغنیه
لغت نامه دهخدا
اغنیه . [ اَ ی َ ] (ع اِ) ج ِ غُناء. (زمخشری ) (دهار). رجوع به غناء شود.
اغنیة. [ اُ نی ی َ ](ع اِ) نوعی از سرود. ج ، اغانی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). غِناء.(یادداشت مؤلف ). لحن . راه که برگویند. (السامی ).
فرهنگ عمید
۱. سرود.
۲. آواز.
۳. (موسیقی ) هر نوع ساز غیربادی، به ویژه ساز زهی.
۲. آواز.
۳. (موسیقی ) هر نوع ساز غیربادی، به ویژه ساز زهی.
فرهنگ معین
(اُ نِ یِّ ) [ ع . ] (اِ. ) آواز، سرود. ج . اغانی .
فرهنگ فارسی
سرود، آواز، آنچه که به آن ترنم کنند، اغانی جمع
( اسم ) ۱ - آنچه بدان ترنم کنند سرود . جمع : اغانی . ۲ - هر سازی که بدون نفخ دم نواخته شود ساز غیر بادی .
جمع غنائ
( اسم ) ۱ - آنچه بدان ترنم کنند سرود . جمع : اغانی . ۲ - هر سازی که بدون نفخ دم نواخته شود ساز غیر بادی .
جمع غنائ
